السيد محمد محسن الطهراني
161
طهارت انسان (فارسى)
و اين مسأله مانند بسيارى از مسائل ديگر موجب تأسّف ارباب تحقيق و تعميق گرديده است . در بسيارى از موارد ديده مىشود فقيهى بدون توجّه به دلالت روايت و كيفيّت جمع آن با ساير ادلّه و تأمّل در مضامين آن فوراً به حيثيّت جهت روايت پرداخته و او را حمل بر تقيّه نموده و بالكليّه از حجّيّت ساقط مىنمايد ؛ درحاليكه با اندك تأمّلى مىتوان حمل صحيحى بر آن تصوّر نمود و كلام امام عليه السّلام را از لغويّت خارج ساخت . مگر به اين آسانى مىتوان فوراً يك روايت را به مجرّد معارضهء ظاهريّه با روايات ديگر از حيّز حجّيّت ساقط نمود ؟ و يا به صرف تركّز بعضى از محتملات و استحسان سليقههاى شخصى و فردى از احكام الهى و كلمات معصومين عليهم السّلام دست شست ؟ و آيا متأخرين از فقهاء كه حكم به طهارت اهل كتاب دادهاند ، چگونه متوجّه اين مسأله تقيّه نشدهاند ؟ اينها و نظائر اينها سؤالهائى است كه يك محقّق را به انديشه و دغدغهء نگرشى مجدّد و تحقيقى مضاعف در كيفيّت أخذ فتوى و استنباط احكام از اصول استنباط وا مىدارد . گرچه در مقام جمع بين روايات ، رجحان با روايات دالّهء بر طهارت است و ليكن از باب احتياط بهتر است از تماس و تناول اطعمهء آنان اجتناب شود سوّم اينكه : گرچه در مقام جمع بين روايات مختلفه در اين باب حكم به رجحان قاطع روايات دالّه بر طهارت جميع اقسام بشر از ملل مختلفه مىنمائيم ، امّا اين مطلب پر واضح است كه مصبّ روايات منقوله از ائمّه معصومين صلوات الله و سلامُه عليهم أجمعين بر استحباب احتياط و اجتناب از تماس و مباشرت با فرق مختلفه مىباشد ؛ و حتّى الإمكان بهتر است از تناول أطعمه آنان و تماس با